هیثم

«لغت نامه دهخدا»

[هَ ثَ] (ع اِ) چوزهء کرکس. || چوزهء عقاب. (منتهی الارب) (آنندراج). باز شکاری و گویند جوجهء کرکس و گویند جوجهء عقاب. (اقرب الموارد). || ریگ تودهء سرخ یا زمین نرم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || درختی است از حمض. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر