هینمه

«لغت نامه دهخدا»

[هَ نَ مَ] (ع اِ)(1) آواز نرم و خفی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آواز خفی که به فهم نیاید. آواز پنهان. (مهذب الاسماء). باژ(2) : آنگاه که قیس بن نسیبه درک صحبت رسول کرد و به قوم خود بنوسلیم بازگشت گفت: قد سمعت ترجمه الروم و هینمه فارس و اشعار العرب و کهانه الکاهن و... فما یشبه کلام محمد شیئاً من کلامهم. (طبقات ابن سعد در باب وفد سلیم جزء ثانی ص71 چ قاهره سال 1358). || تره ای است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
(1) - ظ. زمزمه کردن و باژ است که ایرانیان زردشتی پیش از خوردن غذا می کردند. رجوع به باژ شود.
(2) - ظ. زمزمه کردن و باژ است که ایرانیان زردشتی پیش از خوردن غذا می کردند. رجوع به باژ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر