«لغت نامه دهخدا»
[اُ تُ شِ کَ] (نف مرکب)کُشندهء شتر. درهم شکنندهء شتر : اشتر نادان بنادانی فروخسبد براه بی خبر باشد از آن شیری که هست اشترشکن. منوچهری.