اشترکین

«لغت نامه دهخدا»

[اُ تُ] (ص مرکب) شترکین. شتردل. کینه توز. کینه دار. || غدار. (انجمن آرای ناصری). رجوع به شترکین شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر