اشفترار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ فِ] (ع مص) پراکندگی قوم و جز آنان. (از اقرب الموارد). پراکنده شدن و پراکندگی. (منتهی الارب). || شکسته شدن چوب. (منتهی الارب) (انساب سمعانی) (اقرب الموارد). || فراخ شدن شعلهء چراغ. (منتهی الارب). پهن شدن شعلهء چراغ چنانکه مجبور شوند فتیلهء آنرا ببرند. (از اقرب الموارد). || پریشان گردیدن چیزی. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر