اشنان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اشنان غارت بر کسان؛ پریشان و از هر طرف ریختن غارت را بر آنان. (منتهی الارب). از هر سوی غارت را بسوی کسان متوجه کردن. (از المنجد). || اشنان قربه؛ کهنه گردیدن مشک. (منتهی الارب). کهنه و خشک شدن آن. (از المنجد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر