اصاره

«لغت نامه دهخدا»

[اِ رَ] (ع مص) اصاره چیزی؛ به چیزی تغییر دادن و دگرگون کردن آن از صورتی به صورت دیگر یا از حالتی به حالت دیگر. (از اقرب الموارد)(1) (قطر المحیط). تصییر. بازگرداندن چیزی را و میل دادن او را بسوی آن. (زوزنی) (منتهی الارب). گردانیدن و بچسبانیدن. (تاج المصادر). || کژ کردن یا شکستن چیزی را. (منتهی الارب). اَصارَهُ؛ اماله او هده. (قطر المحیط) (اقرب الموارد)(2). || (اِ) میخ طناب. || گیاه. (اقرب الموارد). و رجوع به اصار شود.
(1) - در این معنی از «ص ی ر» است.
(2) - در این معنی از «ص ور» است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر