«لغت نامه دهخدا»
[اُ حَ] (ع اِ) اول روز. (قطر المحیط). صباح: اتیته اصبوحه کل یوم؛ یعنی آمدم او را صباح هر روز. (منتهی الارب). بامداد. (ربنجنی). ج، اصابیح. (مهذب الاسماء).