«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) اضراح سوق؛ کاسد کردن بازار. (از اقرب الموارد). کاسد و ناروا گردانیدن بازار را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || اضراح چیزی؛ فاسد کردن آن را. (از اقرب الموارد). تباه نمودن و کاسد ساختن امر را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تباه نمودن. (آنندراج). || اضراح کسی از چیزی؛ دور کردن وی را از آن. (از اقرب الموارد). دور گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).