اطاحه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ حَ] (ع مص) (از «ط وح») هلاک کردن و فانی ساختن و از میان بردن. (از اقرب الموارد). نیست نمودن و بردن چیزی را. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || نابود ساختن مال را(1). || اطاحهء موی؛ ستردن آن. (از اقرب الموارد). افکندن موی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
(1) - صاحب اقرب الموارد این معنی را در «ط ی ح» (یایی) آورده و نوشته: واوی یایی است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر