«لغت نامه دهخدا»
[اَ رَ] (معرب، اِ) کلمه ایست رومی بمعنی مقدم در جنگ(1)، و عرب بدان تکلم کرده است. عبدالله بن سَبَره الحَرَشی(2) گوید : فان یکن اطربون الروم قطعها فقد ترکت بها اوصاله قطعا و ان یکن اطربون الروم قطعها فانّ فیها بحمدالله منتفعا [ یعنی انگشتان او ]. (از المعرب جوالیقی ص 26). و رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 193 و نشوءاللغه شود. (1) - در حاشیهء نسخهء «ح» بنقل از ابن سیده آمده است: ریس از الروم یا بطریق، در نزد ابوعبید بکری بنقل از ثعلب و ابن جنی گوید کلمه ای است خماسی چون عضرموط. (2) - حَرَشی نسبت به حرش جایگاهی به یمن است و عبدالله یکی از جنگاوران عرب در اسلام و قاتل بطریقی از روم است. دو ضربت رد و بدل کردند و رومی کشته شد و انگشتان عبدالله قطع گردید و وی را به ابیاتی رثا گفتند که این دو بیت از آنهاست. و رجوع به امالی (ج 1 ص 47 و 48) شود.