اعبل

«لغت نامه دهخدا»

[اَ بَ] (ع ص، اِ) کوه سپیدسنگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || سنگ سپید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سنگهای سفید. (آنندراج) (مهذب الاسماء نسخهء خطی). || سنگ نیک سخت و سطبر که سرخ و سپید و سیاه می باشد. || رسن سخت تافته و سطبر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (ن تف) تمام اندام تر. (یادداشت مؤلف): و اهل الصرود [ فی ناحیه فارس ]اعبل اجساماً و اکثر شعوراً و اشد بیاضاً. (حدودالاقالیم اصطخری).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر