اعتقام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) چاه کندن و چون نزدیک آب رسد گوی کنند تا مزهء آب معلوم نمایند پس اگر شیرین برآید چاه را تمام سازند و الا ترک دهند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بپایین رفتن در کندن چاه. (از متن اللغه). چاه کوچکی کندن و چون نزدیک به آب رسد چاه کوچکی دیگر کنند تا اندازه ای که مزهء آب معلوم شود اگر شیرین باشد بقیه را حفر کنند. (از اقرب الموارد). || داخل شدن در امری. (منتهی الارب). || تردد کردن بسوی کسی. (از اقرب الموارد). || چیره شدن بر کسی. (از متن اللغه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر