اعواق

«لغت نامه دهخدا»

[اِعْ] (ع مص) سپری شدن. (ناظم الاطباء): اعوق بی الدابه او الزاد اعاقه؛ سپری شد. (منتهی الارب). از سفر بازماندن: اعوق بی الدابه او الزاد اعواقاً؛ قطع؛ ای عجزت عن السفر. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر