«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] شکنبه(1) فشردن و آب آن خوردن. کذا فی الصراح. (مؤید). رجوع به افتظاظ شود. (1) - این کلمه در مؤیدالفضلا به صورت شکنبه آمده است.