اغراز

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) گیاه غرز رویانیدن زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گیاه غرزدار شدن وادی: اغرز الوادی؛ صار ذاغرز فهو مغرز ای منبت الغرز. (از اقرب الموارد). || بسیار یز گردیدن زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || فروکردن چیزی در زمین: اغرز فلان الشی ء بالارض. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر