«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) طوقهای آهنی. جِ غُلّ. و آبهای روان. (غیاث اللغات). جِ غل. طوقهای آهنی. (آنندراج). جِ غل، یعنی تشنگی یا سختی و سوزش تشنگی و سوزش شکم و گردن بند و هر چیز که گرد گیرد چیزی را. (منتهی الارب). جِ غل یعنی طوق آهنی یا آنچه دست و گردن را با آن بندند و جز آن. (از اقرب الموارد). || جِ غَلَل یعنی سوزش و سختی تشنگی یا تشنگی و سوزش شکم و بیماریی است مر گوسپندان را و آب روان در میان درختان و آب که بر روی ریگ گاه ناپیدا شود و پالونه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مأخوذ از تازی. غلها و زنجیرهائی که بر گردنِ بندی اندازند. (ناظم الاطباء). غلهای آهنینی که بر گردن آویزند. (یادداشت بخط مؤلف) : به خرد خویشتن از آتش و اغلال بخر تو خرد ورز اگر بیشتر از خلق خر است. ناصرخسرو. ابلیس رها یابد از اغلال گر ایدونک در حشر شما ز آتش سوزنده رهائید. ناصرخسرو. آنکو سرش از فضل خداوند بتابد فردا بکند آتش و اغلال سیانیش. ناصرخسرو.