افازه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ زَ] (ع مص) فیروز گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فیروزی دادن. (آنندراج) (مؤید الفضلاء). پیروز کردن. (المصادر زوزنی). پیروز ساختن کسی را بر چیزی. (از اقرب الموارد). یقال: افازه الله بکذا؛ فیروز گرداند خدای او را در چنین کاری. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || هلاک کردن. (مؤید الفضلاء). || رفتن. (آنندراج) (مؤید الفضلاء) (یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر