«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) فرمودن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حکم کردن بر کسی. (از اقرب الموارد). || درگذشتن. || نو بیرون آوردن کلام را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کلام بدیع آوردن. (از اقرب الموارد). || بی فرمانده کردن کاری را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). استبداد در رای داشتن. (از اقرب الموارد). سبقت کردن در کاری بی امر کسی. پیشی گرفتن. سبقت کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || بی حکم کسی کاری کرده شدن. (ناظم الاطباء). یقال: فلان لایفتات علیه (مجهولاً)؛ یعنی بی حکم او کاری کرده نشود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || باطل گفتن بر کسی. (تاج المصادر بیهقی).