افدم

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دُ] (اِ) آخر. انجام. فرجام. عاقبت. آفدم. (یادداشت بخط مؤلف). و رجوع به آفدم شود :
چه بایدت کردن کنون به افدم
مگر خانه روبی چو روبه بدم.بوشکور.
گرچه هر روز اندکی برداردش
بافدم روزی بپایان آردش.رودکی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر