افژودن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ] (مص) افشردن. فشار دادن. || یک طرف انداختن. دور انداختن. (ناظم الاطباء). افکندن و رها کردن است. (مجمع الفرس بنقل شعوری). || چسبیدن. || بستن. (ناظم الاطباء). || محکم نگاه داشتن. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر