افغاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) گل برآوردن گیاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بیرون آمدن شکوفه. (از تاج المصادر بیهقی). شکوفه برآوردن درخت و گیاه. (یادداشت مؤلف). || همیشگی نمودن خوردن فغا. (آنندراج). پیوسته خوردن فغا را. (از اقرب الموارد). || فاغیه برآمدن حنا را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فاغیه برآمدن حنا را. و فاغیه شکوفه یا گل حنا است. (آنندراج). || تباه گردیدن غورهء خرما. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فاسد شدن نخل. (از اقرب الموارد). گردآلود و تباه شدن خرما. (تاج المصادر بیهقی). || محتاج شدن سپس توانگری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فقیر گردیدن پس از توانگر بودن. (از اقرب الموارد). || زشت شدن بعد خوبی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نافرمانی کردن پس از بندگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عصیان کردن بعد از اطاعت. (از اقرب الموارد). || بخشم آوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خشمگین ساختن. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر