«لغت نامه دهخدا»
[اَ فَل ل] (ع ص، اِ) تیغ رخنه دار. (آنندراج): سیف افل؛ تیغ رخنه دار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تیغ رخنه شده. (از تاج المصادر بیهقی). رخنهء کارد و شمشیر. (مهذب الاسماء نسخهء خطی). || (اِخ) نام شمشیر عدی بن حاتم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).