«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) جماع کردن بی انزال و با دیگری انزال کردن. || جماع کردن با دختری و شنوانیدن آواز حرکاتش دختر دیگر را. و این نوع جماع را وَجْس خوانند و در شریعت اسلام منهی عنه است. || به عید حاضر آمدن جهودان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به عید فُهْر درآمدن. (از اقرب الموارد). || به مدرسهء جهودان درآمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درآمدن به مدارس یهود. (از اقرب الموارد). || فراهم آمدن گوشت و لخت لخت گردیدن. و هو اقبح السمن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فروماندن در راه. || هلاک و مانده شدن شتر. || ختنه کردن دختر را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). یقال: اُفهرت الجاریه (مجهولاً)؛ ای ختنت. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).