«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ قَدَح، بمعنی کاسه ای که دو کس را سیر گرداند یا عام است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) : تن عدوی تو با ناله باد چون تن زیر لب ولی تو پر خنده چون لب اقداح.؟ || جِ قِدح، بمعنی تیر قمار و تیر تمام ناتراشیده. (اقرب الموارد). رجوع به قدح شود.