اقداح

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) جِ قَدَح، بمعنی کاسه ای که دو کس را سیر گرداند یا عام است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) :
تن عدوی تو با ناله باد چون تن زیر
لب ولی تو پر خنده چون لب اقداح.؟
|| جِ قِدح، بمعنی تیر قمار و تیر تمام ناتراشیده. (اقرب الموارد). رجوع به قدح شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر