اقراء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) لازم گرفتن ده را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || لازم گرداندن جل را بر اسب. (منتهی الارب). دائم داشتن جل بر پشت ستور. (تاج المصادر بیهقی). || مهمانی جستن. مهمانی کردن کسی را. مهمانی خواستن. || دردگین پشت گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || قرآن خواندن فرمودن. || سبب خواندن شدن. (ناظم الاطباء). خوانا گردانیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). خوانانیدن. || سلام رسانیدن بر کسی. (اقرب الموارد). || حیض آوردن. || پاک شدن از حیض. || قرار گرفتن منی در زهدان ناقه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بوقت وزیدن باد. || بازگشتن. || نزدیک آمدن حاجت. || سپس ماندن. سپس گذاشتن. || نهان گردیدن. || برگردیدن. || پرستیدن. || بند کردن زن را جهت استبراء. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر