اکاله

«لغت نامه دهخدا»

[اَکْ کا لَ] (ع ص) اکاله. بسیارخورنده. (آنندراج) (غیاث اللغات). || خورندهء عضو. هرچه بسبب افراط تحلیل و جلا و تفریق نفوذ نقصان جوهر عضو نماید. (از تحفهء حکیم مؤمن). تأنیث اکال: ادویهء اکاله. اخلاط اکاله. مرهم اکاله. (از یادداشت مؤلف).
- داروهای اکاله؛ داروها و مواد شیمیایی سوزاننده. داروهای تلخ و زننده. داروهای تحلیل برندهء انساج که غالباً سمی هم می باشند از قبیل نیترات دارژان و آمونیاک و غیره. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به اکال شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر