«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (هزوارش، اِ)(1) به لغت زند و پازند پی که عصب باشد. (از هفت قلزم) (از لغت فرس اسدی) (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). (1) - هزوارش akbya، akbita، پهلوی pad به معنی پی، رگ. (از ذیل برهان چ معین).