اکتناع

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) فراهم آمدن قوم. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). باهم آمدن و حاضر آمدن. (از المصادر زوزنی) (از تاج المصادر بیهقی). || درآمدن و نزدیک رسیدن شب. || میل کردن. || مهربانی نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درکشیده شدن پیر از پیری. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سخت گشتن. (از تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر