«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) با کرس(1) شدن ستور. || در کرس درآوردن بزغالگان را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || سرگین پر شدن خانه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پر شدن خانه از سرگین. (ناظم الاطباء). سرگین و بول فراهم آمدن در سرای و در غیر آن. (تاج المصادر بیهقی). سرگین و بول با هم آمدن در سرای یعنی بر هم نشستن. (دهار). || به سرگین آلوده شدن چهارپایان. (از اقرب الموارد). (1) - کرس: قلاده.