«لغت نامه دهخدا»
[اُ] (از یونانی، اِ) گیاهی مایی. (ناظم الاطباء). حماض. حامض. اکسولاباثن(1). (یادداشت مؤلف). به لغت یونانی رستنی باشد که آنرا به عربی حماض الماء خوانند و آن پیوسته در آب روید و برگ آن به درازی انگشتی باشد نزدیک برگ کاسنی و بر سر آن تخمی بود سیاه رنگ به سرخی مایل. (برهان) (آنندراج). (1) - Oxylabathon.