اکلاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) گیاه ناک گردیدن زمین. || بها پیش دادن. || بیع سلم کردن. || به پایان رسانیدن عمر را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || علف خوردن ستور. || باربار نگریستن در چیزی. (ناظم الاطباء). خیره در چیزی نگریستن. (از اقرب الموارد). || بیدار داشتن چشم. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر