اکماد

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اندوهناک و دردمند گردانیدن دل را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اندوهگین کردن. (یادداشت مؤلف). || کهنه و نرم و تابان گردیدن جامه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نیک پاکیزه ناکردن جامه را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || گرم کردن عضو را به کماد(1). (از اقرب الموارد).
(1) - کماد: لتهء چرکین که گرم کرده بر عضو دردناک نهند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر