«لغت نامه دهخدا»
[اَل ل] (ع اِ) جِ اَلَّه. نیزهء کوچک. (منتهی الارب). رجوع به اله شود. || نالهء با دعا و زاری. (منتهی الارب). || (مص) نالیدن بیمار. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || دویدن. شتافتن. (منتهی الارب). شتافتن. (تاج المصادر بیهقی). بشتاب رفتن. (مصادر زوزنی). || جنبیدن فرائص بهنگام دویدن. (منتهی الارب). || روشن و تابان شدن رنگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). صافی شدن گونه. (تاج المصادر بیهقی). || بازایستادن چرخ از شکار. (منتهی الارب). || طعن زدن کسی را به حربه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). به حربه زدن. (زوزنی). حربه زدن. (تاج المصادر بیهقی). || دفع نمودن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سیخ و راست کردن اسپ گوش را. || دوختن جامه را بر دوخت تضریب و آن نکنده(1) زدن است. || برانگیختن کسی را بر کسی. || مُنصَلُ الالّ؛ نام ماه رجب. (منتهی الارب). (1) - بخیه. (برهان).