التحاص

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) مضطر و بیچاره کردن کسی را بکاری. (منتهی الارب). || بسته گردانیدن کاری صعب مردم را. (تاج المصادر بیهقی). بند کردن. || بازداشتن از کاری. || برکندن گرگ چشم گوسفند را. || اوباریدن گرگ گوسفند را. || اندک اندک بمهلت آشامیدن آنچه در بیضه و مانند آن باشد. || درآویختن بچیزی. || بسته شدن سوفار سوزن. (منتهی الارب). بسته شدن. (تاج المصادر بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر