الظاظ

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) ملازم گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). ملازم گرفتن و ملازم شدن. (مؤید الفضلاء). لازم بودن چیزی را. (منتهی الارب). مداومت کردن. لازم گرفتن و جدا نشدن از چیزی. ترک نکردن چیزی، و منه: الظوا بیاذاالجلال و الاکرام؛ یعنی لازم گیرید ذکر یا ذاالجلال والاکرام را. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || مقیم بودن بجایی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || دایم شدن باران. (تاج المصادر بیهقی). پیوسته باریدن باران. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || ستیهیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). ستیزه کردن. الحاح. (از اقرب الموارد). مداومت کردن بر چیزی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر