«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ص) مردم منافق و دورنگ و فضول. (برهان) : بود از آن جوق قلندر ابلهی مرد ابلوکی رغیبی(1) بی رهی. شاه داعی شیرازی. رجوع به ابلک شود. (1) - رغیب: شکمخواره.