الق

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع مص) درخشیدن برق و نباریدن، و اَلاّق نعت آنست. (آنندراج). لمعان و اضاءت برق. تَأَلُّق. (از اقرب الموارد). || زبان آور شدن در دروغ. (تاج المصادر بیهقی). دروغ گفتن. کذب. (اقرب الموارد) (المنجد). || دیوانه شدن. (آنندراج). جنون. اُلِقَ. ألقاً؛ یعنی دیوانه شد. (از المنجد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر