القا کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ دَ] (مص مرکب) رسانیدن سخن و آگاه کردن کسی بطریق بدگویی و انهاء. تلقین سوء. رجوع به القاء شود : استادم ابونصر را بخواندند تا آنچه از اریارق رفته بود از تهور و تعدیها چنانکه دشمنان القا کنند و بازنمایند وی همه بازنمود. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص231).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر