القطرون

«لغت نامه دهخدا»

[اِ لِ طِ رُ] (اِ) (از یونانی: الکترون)(1) ایلقطرون. عنبر اشهب. کهربا. کاهربا. سیدالکباریت. قرن البحر. مصباح الروم. بیجاده. رجوع به الجماهر بیرونی ص210 و کهربا و عنبر و الکترون(2) شود.
(1) - Electron.
(2) - Electron.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر