«لغت نامه دهخدا»
[اَ بُ] (یونانی، اِ)(1) الوپیاس(2). اسم نباتی است کمتر از یک زرع و مایل بسرخی و زردی، شاخهایی باریک و صلب و پوستی سیاه و برگی ریز و گلی نرم مایل بسرخی و زردی دارد. بیخ آن شبیه چغندر و با رطوبت و تندطعم و تخم آن شبیه بتخم افتیمون است و در ریگزارها و کنار آبها میروید. در سیم گرم و خشک و جالی و غسال و مقطع و مفتح است. یک درهم از تخم آن تا دو مثقال با یک درهم نمک و چهار اوقیه آب و یک اوقیه سرکه مسهلی قوی است و برای رفع جنون سخت و غیر قابل علاج بسیار مؤثر و پوست بیخ آن در این فعل قویتر و جهت یرقان اسود نافع است و مورث سجح میباشد و مصلح آن کتیرا و عناب و قدر شربتش تا سه درهم و از پوست بیخ آن تا دو درهم است. (از تحفهء حکیم مؤمن ص31 و 32). و رجوع به تذکرهء داود ضریر انطاکی ج1 ص 58 و مفردات ابن البیطار ص53 و ترجمهء فرانسوی «مفردات» ص127 شود. (1) - Globularia Alypum. (2) - در تحفهء حکیم مؤمن و مفردات ابن البیطار الوین بیاء و در تذکرهء داود ضریر انطاکی «الوتن» ضبط شده است و ضبط صحیح کلمه بنا بر آنچه لکلرک آورده الوبن است.