«لغت نامه دهخدا»
[اُ] (ص) بمعنی سفید، و در پهلوی الوس یا اروس برابر است با واژهء اوستایی ائوروش(1) که بهمین معنی است. در سانسکریت اروس(2) بمعنی سرخ فام آمده است. در اوستا ائوروش(3) و در نوشته های پهلوی الوس (= اروس) بسیار بکار رفته و در همه جا لفظ مترادف سپیت(4) اوستایی و سپیت(5) پهلوی است. در نوروزنامهء خیام آمده است: «چنین گویند که از صورت چهارپایان هیچ صورت نیکوتر از اسب نیست، چه وی شاه همهء چهارپایان چرنده است و گویند آن فرشته که گردونهء آفتاب کشد بصورت اسبی است الوس نام... و همو [ خسرو پرویز ] گوید که پادشاه سالار مردان است و اسب سالار چهارپایان، و گویند هر اسبی که رنگ او رنگ مرغان بود خاصه سپید، آن بهتر و شایسته تر بود...». باز در نوروزنامه در ردیف نامهای اسبان بزبان پارسی چنین آمده: «الوس، چرمه، سرخ چرمه...» و جز آن، و در چند سطر دیگر گوید: «اما الوس آن اسبست که گویند آسمان کشد و گویند دوربین بود و از دورجای بانگ سم اسپان شنود و بسختی شکیبا بود...». چنانکه گفته شد الوس(6) بمعنی سپید است و اینکه نام اسپ پنداشته شده درست نیست. (از فرهنگ ایران باستان ص257). (1) - aurusha. (2) - aurusa. (3) - aurusha. (4) - spita. (5) - spit. (6) - «الوس» نوروزنامه در این مورد بخصوص یونانی است نه پهلوی یا اوستایی و غیره. (یادداشت مؤلف).