الویه

«لغت نامه دهخدا»

[اَلْ وِ یَ] (ع اِ) جِ لِواء. (دهار) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). جِ لِواء. علمهای فوج یعنی نشانهای لشکر. (از غیاث اللغات) (آنندراج) (از منتهی الارب). رجوع به لِواء شود :
گوید بخور کت نوش باد این جام می از بامداد
ای ازدر ملک قباد با تاج و تخت و الویه.
منوچهری.
و الویه از مساعدت نصرت و ظفر افراخته شده. (جهانگشای جوینی). || جِ لِوی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به لِوی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر