«لغت نامه دهخدا»
[اَ ثَ] (اِخ) اماذه(1). نام دیهی است. در ترجمهء محاسن اصفهان (ص39) چنین آمده: به رستاق دار به طسوج جانان در کوهستان دیه اماثه کرمکی هست... که در شب تاریک رودمانند چراغی روشن از پشت او افروخته میگردد... - انتهی. و رجوع به متن عربی محاسن اصفهان ص18 شود. (1) - در متن عربی «محاسن اصفهان» (ص18) اماذه ضبط شده و در حاشیه اماثه آمده است.