«لغت نامه دهخدا»
[اَ عِ] (ع اِ) جِ اُمعوز. بزها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || گله های آهو که از سی تا چهل باشد یا گلهء بز کوهی. (از منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). رجوع به امعوز و اماعیز شود.