امبرباریس

«لغت نامه دهخدا»

[اَ بَ] (مأخوذ از یونانی، اِ)(1)زرشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از تیرهء زرشکیان(2) است که در کوهها میروید و زنگ گندم انگل آن است. (از گیاه شناسی گل گلاب، ص200)(3).
(1) - Berberis.
(2) - Berberidacees. (3) - شاید ام در این کلمه امی است که بعضی طوایف عرب بجای ال (تعریف) آرند: (لیس من امبر امصیام فی امسفر) و اصل همان برباریس صورتی از بربریس باشد بزیادت الف و میم بجای الف و لام. (از یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر