«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) سود بردن از چیزی. برخورداری یافتن زمانی دراز. (از اقرب الموارد). تمتع. استمتاع. متمتع شدن : زاد رحلت بر راحلهء روز و شب نهید و دل از امتتاع دنیا و حطام او بردارید. (سندبادنامه ص156).