«لغت نامه دهخدا»
[اَ تِ عَ] (ع اِ) جِ متاع. کالاها و متاعها. (ناظم الاطباء) : یاقوت و مرجان و جامه و همه عروض از اقمشه و امتعه نیست الا زکوه تجارت. (تاریخ قم). || سودها. (از منتهی الارب). || چیزهایی که نیازمندیها را سودمند باشد. (از منتهی الارب). و رجوع به متاع شود.