امحاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ مِ] (ع مص)(1) از گرمی سوخته شدن چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پاک شدن. (ناظم الاطباء). از بین رفتن. (از اقرب الموارد). || کاهیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
(1) - اصل امحاق انمحاق است نون به میم بدل شده است. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر