«لغت نامه دهخدا»
[اَ رَ / اِ رِ / اُ رُ] (ع اِ) مرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعراب در این کلمه هم در همزه (حرف اول) و هم در حرف آخر هر دو وارد می شود چنانکه گویند: رایت اَمرَءَ و مررت بِاِمرِءٍ و هذا اُمرُء. (ناظم الاطباء). و نیز جایز است فتح و ضم و اعراب راء در هر حال چنانکه: هذا اُمرَء و نیز هذا اُمرُء و رأیت اُمرُوءً و مروت باُمرءٍ و نیز مررت باُمرِی ءٍ. (از اقرب الموارد). مؤنث آن امرأه است. رجوع به امرأه شود.